نویسنده: سورنا ادهمی(استفاده از اشعار این وبلاگ بدون کسب مجوز و ذکر نام منبع پیگرد قانونی دارد.) - یکشنبه ٢٩ آبان ۱۳٩٠
اگه باز اسم تو رو هر نفس دم بزنه
اسمی ازدل تو نیار که عشق و ماتم بزنه
اگه باز دستای تو هر نفس فاصله شه
اسمی از عشق نبر که زخمو مرهم بزنه
تو بذار نامه من هم کاغذ باطله شه
تو بذارکه هرچی قلبه بینشون فاصله شه
رفتن من واسه تو صدای بیکسی شده
تو بذار که بیکسی هم ختم این غائله شه
اگه پاییزه دلت برگ منو قلم زده
اگه زرد دل من رو برگ تو قدم زده
تو که از ریشه سوزوندی حالا نوبته تنه
دیگه فال اون تبر اسم منو رقم زده
حالا عکست توی قاب قلب من جوون شده
دوباره صدای نبضت دم ارغنون شده
اما نه یادم میره که زرده حال قصمون
دوباره قلبه منه که بانیه خزون شده
تو میگفتی عشق من پیش دلت امانته
تو می گفتی دل شکستن آخر جنایته
من می گم حرف و حدیث کمی اندازه بکن
آخه این عشق نبوده یه بغل خیانته
قصه عشق کدومه عاشقی تموم شده
هرم عاشقکشی شمع رو به باده دیگه بی دووم شده
فقط افسوس من از غروب هرچی خاطره
همه این عمره منه که بی اثر حروم شده
شاید از چشم تو این جدایی هم مقدسه
بی خبر نیستم از این که گفتی عشقش هوسه
واسه تو شنیدنش عین خوشحالی باشه
جای خالیت واسه من غیبت هر چی نفسه
بی سبب چون پا گذاشتی رو دلم باشه یادت
بی خودی خط زدی عشقو اول هر غزلم باشه یادت
تو مسبب شدی از خامدلی برگردم
اما از دیوونگی هام تویی کردی عاقلم باشه یادت